![]() |
|
|
|
●
|
![]() به خودم هی زدم از اینجا برو اما موش خورده شناسنامه من دلم گرفته گفتم چیزی بنویسم. ولی الان هیچ چیز برام مهم نیست. یعنی ممکنه یه روز دوباره همه چیز خوب بشه. یادش بخیر بچگی. کاشکی همه بچه بودیم. بعضی وقتها فکر میکنم بهترین کار کوچ کردن به سرزمین دیگست. سرزمینی که همه توش خوبند. خوب و آزاد و مهربون. مگه ما چند سال زندگی میکنیم که اینهمه نسبت به هم کینه داریم؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟ دلم برای خیلی ها تنگ شده. یعنی اگه آدم بمیره و بره به بهشت همه چیز ایده آل میشه. یعنی خدا تو بهشت صدای آدم را میشنوه و به خواسته هاش گوش میکنه. یعنی برای حرف زدن با خدا باید تا بهشت رفت؟ پس جهنمی ها چی؟ اگر دستم رسد بر چرخ گردون ازو پرسم که این چونست و آن چون یعنی واقعا این همه بدبختی آدمها بخاطر یک نافرمانیست. یعنی برای کم کردن روی شیطون باید میلیاردها انسان زجر بکشن. "در زندگی رنجهاییست که روح آدم را میخوره" این چیه وسط سینه من که اینقدر صفت شده و میسوزه و میخواد بترکه. چرا چشمام خیس وتار شدن. خدایا اگه تو نشنوی پس کی باید بشنوه؟!؟ من نمیتونم هیچوقت یک پست کاملا شخصی داشته باشم. لطفا برید اینجا و حمایت کنید. حتما اینکار را بکنید تا ببینند چقدر زیادیم. شاید نیازی به کوچ نباشه و یکروزی همینجا بهشت موعود بشه
|
||